سيد محمد كمره اى
515
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
گفتند شما چه اقدامى مىكنيد ؟ گفتم من ابدا توجه به اين جزييات ندارم . افراد جمعيت اگر باشعور و فكر مملكت باشند نبايد در صورتى كه مملكت گرفتار هزاران مخاطره است ، مقام توجه روساى خود را به آزاد شدن يك نفر ، دو نفر كه گرفتارى غيرقابل پيدا كردهاند و همين دو سه روزه مرخص مىشوند تمام متوجه به اين مطالب باشند و خصم بگويد كه ببين چقدر مردمان احمق سطحى هستند كه خواهش و حوايج خودشان [ را ] متوجه به اين كارها كردهاند . ضديت موضوعى و نه شخصى بعد سيد گفت شما با اين كابينه مگر ضديت نداريد ؟ و اگر همراه نيستيد نبايد براى برهم زدن آنها ترتيبى فراهم بياوريد ؟ گفتم ضد با اين كابينه هستم ، نه مثل ضديت ديگران كه نفهميده طرفدار يك دسته ديگر باشم . بايد فهميد كه ضديت من در چه موضوع با اين كابينه است و آن موضوعها را كدام اشخاص حل نموده و كدام كابينه جديدى كه روى كار بيايد متعهد و قبول كرده ، فقط عمليات اين كابينهها و ساير كابينهها منحصر شده كه تعرض به حال طرفداران دسته مقابل ، آنها را حبس ، طرد ، قتل ، عزل نمايد و به دسته خود حقوق ، آجيل ، مديريت ، حكومت ، وزارت و ميدان شهوترانى به آنها بدهد . دسته ديگر هم همين قسم . گفت همين قسم يكىيكى از اين بيچارهها را مىگيرند ، منجمله ثبت اسناد را . گفتم همچو مظنونم شده كه به واسطه كثافتكارى او مستمسكى پيدا كردند ، اگرچه باعث گرفتارى همان ضديت سابق با تشكيليون بود ، اما بهانه ، عمل زشت و بد او بود كه متهم به كاغذسازى امير ارفع شده . اگر با تقصير است خوب شد او را گرفتند و اگر بىتقصير است بعدها ترميم و جبران مىشود . بعد اظهار كرد كه شنيدهام حكومت طهران را ايالت نموده و به نصرت الدوله داده يا مىدهند . گفتم من هم شنيدهام ، ليكن متحيرم ، چون اين كابينه را من عالم و مدير و با پلتيكات عالى مىدانم ، اين كار را سرسرى نمىگيرم ، لابد مطالبى سرّ درنظر دارند . همچه سرّا شنيدهام كه كابينه حتى تصور محال را هم براى خود محقق و راه علاج او را پيدا كرده كه اگر خدا نكرده هزار كوه در ميان ، گوش شيطان كر ، عثمانىها از راه زنجان و همدان بهسمت مركز حملهور شوند آقايان كابينه تهيه تغيير پايتخت را به اصفهان بنمايند .